اجاره نشینی در تهران در وضعیت بحرانی است؛

رشد چشمگیر آگهی خانه های زیر 25 متر در بازار اجاره

رشد چشمگیر آگهی خانه های زیر 25 متر در بازار اجاره
Facebook Twitter LinkedIn

۰۹:۰۱ | ۱۴۰۵/۰۶/۰۳

بازار اجاره مسکن در ایران دیگر صرفاً یک چالش اقتصادی به شمار نمی آید، بلکه به بحرانی تمام عیار تبدیل شده که معیشت میلیون ها خانوار را به شدت تحت فشار قرار داده است.

به گزارش اخبار ساختمان، آمارهای رسمی نشان می دهند که برای نخستین بار در پایتخت، ۵۱ درصد از ساکنان را مستأجران تشکیل می دهند؛ آماری که به خوبی گویای خارج شدن مالکیت مسکن از دسترس بخش عمده ای از شهروندان است. با این حال، ریشه این بحران تنها در افزایش جمعیت مستأجر خلاصه نمی شود، بلکه سیاستگذاری های نادرستی که با هدف مهار بازار اجرا شدند، در بسیاری از مواقع خود به شتاب گرفتن این روند بحرانی دامن زدند.


شکست سیاست های دستوری در کنترل اجاره بها


در سالهای اخیر، دولت ها راهکارهای گوناگونی برای مدیریت بازار اجاره به کار گرفتند که از آن جمله می توان به تعیین سقف افزایش ۲۵ درصدی و اعطای وام ودیعه مسکن اشاره کرد. با این وجود، خروجی این تصمیمات نشان داد که نه تنها بازار مهار نشد، بلکه فشارهای اقتصادی بر دوش مستأجران سنگین تر نیز شد. سیاست هایی از این دست در عمل تنها شکل بحران را تغییر دادند.

اعمال سقف ۲۵ درصدی برای افزایش اجاره در شرایطی که تورم عمومی و هزینه های ساخت و ساز بسیار بالاتر از این نرخ حرکت می کند، رویکردی بیشتر اداری و دور از واقعیت های اقتصادی بود. موجران نیز در واکنش به این محدودیت ها، راهکارهای جایگزینی مانند عدم تمدید قراردادها، مطالبه مبالغ ودیعه نجومی یا اعمال فشار بر مستأجران را در پیش گرفتند تا از این طریق ضوابط دستوری را دور بزنند.


وام ودیعه مسکن؛ ابزاری که خود به تورم دامن زد


تسهیلات ودیعه مسکن که قرار بود مرهمی بر زخم مستأجران باشد، در عمل به محرکی برای افزایش قیمت ها تبدیل شد. هنگامی که عرضه کننده مسکن مطلع می شود متقاضی به وام بانکی دسترسی دارد، قیمت نهایی را متناسب با آن افزایش می دهد و مستأجر ناچار است برای تأمین همان سقف جدید، منابع مالی بیشتری را از سیستم بانکی مطالبه کند. این فرآیند چرخه ای معیوب ایجاد کرده است که در آن، تزریق نقدینگی بدون کنترل عرضه، تنها انتظارات تورمی را بالاتر می برد.


بلعیده شدن بیش از نیمی از درآمد خانوارها توسط اجاره


در شرایط کنونی، خانوارهای تهرانی و ساکنان سایر کلانشهرها ناچارند بیش از ۶۰ درصد از درآمد ماهیانه خود را صرف پرداخت اجاره بها کنند. این بدان معناست که بخش اعظم حقوق دریافت شده، پیش از تأمین سایر نیازهای ضروری، مستقیماً به حساب مالکان واریز می شود. پدیده ای که امروز شاهد آن هستیم فراتر از یک فشار مالی ساده است و می توان آن را بلعیده شدن کامل دارایی خانوار توسط بازار مسکن توصیف کرد.

این وضعیت بحرانی باعث شده است تا خانواده ها برای بقای خود ناگزیر به حذف هزینه های مربوط به تغذیه مناسب، درمان، آموزش و سایر استانداردهای زندگی شوند. موج مهاجرت به حاشیه ها، روی آوردن به پدیده هم‌خانگی شدن و انتخاب واحدهای مسکونی کوچکتر و فرسوده تر، از دیگر پیامدهای ناخواسته این روند ویرانگر است.


پدیده خانه های ۱۸ متری و زوال کرامت انسانی


رشد چشمگیر آگهی مربوط به واحدهای مسکونی زیر ۲۵ متر و حتی ۱۸ متری، بارزترین نشانه سقوط استانداردهای زیستی و کرامت انسانی در بازار اجاره است. این مسئله صرفاً بازتاب تغییر در سلیقه متقاضیان نیست، بلکه پیامی آشکار از فقر فزاینده ای است که جامعه مستأجران را دربرگرفته است. وقتی بازار مسکن به نقطه ای می رسد که سکونت در فضاهای بسیار کوچک و غیرمتعارف به امری رایج تبدیل می شود، یعنی توان اقتصادی خانوارها به پایین ترین حد ممکن تنزل یافته است.

به جای آنکه نهادهای متولی با ابزارهای کارآمد به کنترل قیمت ها بپردازند، استانداردهای زندگی شهری تنزل یافته و اقامت در فضاهای غیرمتعارف به عنوان یک گزینه اجباری تحمیل شده است.


نبض بازار در دست بی رقیب بی نظارتی


یکی دیگر از آسیب های اصلی بازار اجاره، فقدان شاخص های شفاف و سیستم قیمتگذاری منطقی است. در بسیاری از مناطق شهری، نه حداقل و نه حداکثر معقولی برای نرخ ها تعریف نشده و مالکان بر اساس توان و تمایل شخصی خود مبالغ را تعیین می کنند. غیبت یک بانک اطلاعاتی جامع، مرجع رسمی ارزیابی قیمت و نظارت مؤثر دستگاه های مسئول، دست مالکان را باز گذاشته است.

در نهایت، بازار مسکن و اجاره در شرایط کنونی نیازمند بازنگری اساسی و اصلاحات بنیادین است. تداوم رویکردهای دستوری و بی توجهی به عوامل اصلی تعادل بخش نظیر تقویت عرضه و نظارت مستمر، تنها به رانده شدن لایه های بیشتری از جامعه به سمت حاشیه ها منجر خواهد شد.


اخبار ساختمان
@akhbarsakhteman